خرید بک لینک

سلام !

این اولین پستیه که با لپ تاپ تازه تعمیر شده ام می ذارم

خیلی وقت بود گوشه اتاقم خاک می خورد

برچسب: نویسنده: حامد کوشکی تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 12:16

این همه آدم میمیرن

چرا من یکی از اونا نباشم ؟

برچسب: نویسنده: حامد کوشکی تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 12:16

میدونم که امسال عید خیلی شادی نداریم و همهمون یه تیکه غم کنج دلمون هست ! اما من امروز اولین عیدیم رو گرفتم ! کارگردانمون یه کارت پستال برام فرستاد که اولش اسمم بود و بعدش یه امیدواری برای شروادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کوشکی تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 12:16

میدونم که میدونی سال خوبی نبودی ! همه ازت گلایه دارن ، منم دارم ، ولی خب میخوام این دم دمای آخر مهربون تر باشم ...آدما همیشه موقع خداحافظی مهربون ترن ...تو میری و ازت چند تا خاطره تو ذهن آدما و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کوشکی تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 12:16

آخه من خیلی دلتنگم دلتنگ روزای نیومده ! همون روزایی که حسین بزرگ شده باشه آخ حسین کاش میشد بندازمت تو الکل ، همین طوری بمونی من از آیندهی بدونِ شیرین زبونیات میترسم سخته نبودن خنده های از ته دلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کوشکی تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 12:16

رنگ ارتودنسیام تکراری شده =(

رغبت نمیکنم برم جلوی آینه -_-

دفعه بعد قرررررمزش میکنم

شایدم صورتی پررررر رنگ

سبزم بد نیست ...

- فَرّوا کرونا پلیز -

برچسب: نویسنده: حامد کوشکی تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 12:16

دیروز یکی از عادت های مخربم رو کنار گذاشتم !

خوشحالم

این روزا عمیقا احساس خوشبختی میکنم

حس میکنم خدا بهم نگاه میکنه

امشب حسین با صدای بلند الله اکبر میگفت ...

بغض چیز جذابیه ، ممنون خدا ♡

برچسب: نویسنده: حامد کوشکی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 6:46

حدوداََ چهل روز پیش بود ، میدونی ؟ وقتی شنیدم ، فقط تنها کاری که کردم " باور نکردن " بود ...از حالِ بدِ شبِ قبل ، مطمئن بودم که خبرای خوبی توی راه نیست . ولی حاج قاسم ! شهادت تو چیزی بد تر از هزار تا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کوشکی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 6:46

آی کنت سی یو تومارو =(

برچسب: نویسنده: حامد کوشکی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 6:46

یهو فاضل اومد تو ذهنم گفت :

شیرینی فراق ، کم از شورِ وصل نیست ...

دلم آروم گرفت یهو اصن !

+ یه هفته دیگه هم صبر میکنم

برچسب: نویسنده: حامد کوشکی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 6:46

چند وقت پیش ، اومدم و نوشتم گفتم که دو تا آرزو بیشتر ندارم [فعلا]یکیش کربلا ♡ بود . اون یکی هم ، ارتودنسی ! از عید ۹۸ تا اربعین ، ۲ بار رفتم کربلا ، با حااالِ خوب الانم آماده ام ، برای فردا ! قراره ارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کوشکی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:00

خببب

امشب دلم بیشتر نوشتن میخواد

+ شعر رو خیلی جدی تر دارم دنبال میکنم !

و باورم نمیشه که تا حدودی خوب کار میکنم

استادم که راضیه !

یه ذره اعتماد به نفسم کمتر شده ، چون کوچیک ترین بچهی کلاسم !

ولی انتظارا زیاده !

میدونم رشدم میده ، ولی هراس انگیزه ...

+

توی مصاحبه کلاس گویندگی و اجرا قبول شدم ، حالم خوب بود موقع شنیدنش ...

+ یه دوست خیلی صمیمی پیدا کردم ، اسمش " سارا " ست .

+ فعلا همین !

برچسب: نویسنده: حامد کوشکی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:00

گفته بودی که چرا خیره به چشمان منی

آنقدر خیره که حتی مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشمان تو قدرِ مژه بر هم زدنی

++++++++

قیامت قامت و قامت قیامت

قیامت میکند این قد و قامت

موذن چون ببیند قامتت را

به قد قامت بماند تا قیامت

برچسب: نویسنده: حامد کوشکی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 21:18

+ خوش گذشت خداروشکر ♡هیچ سوژه ای نیست واسه پست گذاشتن ...شما ها عم که اصن حرف نمیزنید -_-+ از بحثِ سیاسی مثلِ شیییییرِ سربلند بیرون اومدم =)چهل سالشه ، از منِ فسقلی کم میاره وسطِ مهمونی میره =///خب من که میدونم تو خیلی تباهی ، دیگه به بقیه ثابتش نکن ...الان میگم مسولِ محترمت با کلیدش درِ قلبتو باز کنه ( پوزخند میزند )غصه نخور غبغبوی من =/////برچسبها: سیاسیطووور ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کوشکی تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 9:07

یه ذره عصبانی شدن از دستِ عادما و دو دیقه رفتن از پیششون و گشت زدن که چیزِ مهمی نیس ...به خاطرِ این چیزا منو پس نزنید *_*یه چن وقته حس میکنم زندگی خعلی قشنگ شده ، خوب شده ، همه چی میخنده و رنگِش آبیه ، آبی ینی زندگی ، آبیو دوس ♡کلا خوبه که عادم دم دمی مزاج باشه ، واسه من که خوبه ...چون هر وقت حرف میزنم یهو از تلخ ترینِ کلمه ها میرم به اوجُ میتونم برقُ تو چشمات ببینم ...همون جا که میگم وااااای لنتی :/ مثلِ الان که بد بودمُ نوشتمُ خوب شدمُ نوشتمُ زندگی کردمُ و خوابم گرفت ...بازم نوشتم =))))+ همیشه اموجی رو از استیکر بیشتر دوست داشتم ، الان چن وقته برام اموجیِ قلب میفرسته ... فهمیدم بیشتر دوسم داره ، خیلی بیشتر ♡ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کوشکی تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 9:07

صفحه بندی