_ چرا اکثر اوقات به یه جا زُل میزنی؟ انگاری که تو دنیای خودت نیستی...
+ شده تا به حال تو تک تک لحظه هات یه خاطره جا گذاشته باشه و رفته باشه؟ همه جا یه اثری از خودش گذاشته باشه؟
_ اوهوم... شده
+ اونم همین کارو کرده... وجودِشو تو همه ی لحظه هام خالکوبی کرده... یادشو جا گذاشته کنارِ من ولی خودش رفته... اون درختو میبینی؟ یه روز کنار اون وایساد گفت برم برات سیب بیارم؟
نرفت که برام سیب بیاره یعنی نتونست که بره ولی یاد و خاطره شو همونجا برام گذاشت و مثلِ همه رفت...
_ ...
+نمیخوای چیزی بگی؟
به یه جا خیره شده بود...
مسیر نگاهشو دنبال کردم...
خیره شده بود به یه نیمکت...
حق داشت...
شاید عشقِ اونم یه روز روی همون نیمکت بِهِش گفته دوستت دارم یا یه شاخه گل داده بِهِش...
خدا میدونه....
ولی حق داره...
#عین_ضاد
#خودِ_ من
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ساعت 23:55 توسط عطیــهـ |
برچسب:
نویسنده: حامد کوشکی
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 5:47